تبليغاتX
وبلاگ یک دبیر ریاضی اعزامی به کشور سوریه

وبلاگ یک دبیر ریاضی اعزامی به کشور سوریه

خاطرات-شعر-فناوری اطلاعات- ریاضی

من تمام زندگی خود را مدیون دو زن هستم، مادرم و همسرم.

  • من تمام زندگی خود را مدیون دو زن هستم، مادرم و همسرم.
  • «استوارتر از همه پیوندها، پیوندی است که در میان مادر و فرزند برقرار است.»
  • «اگر مادر نباشد، جسم انسان ساخته نمی‌شود و اگر کتاب نباشد، روح انسان پرورش نمی‌یابد.»
  • «ای پدر و مادر، ای گم‌شدگان عزیز، من همه‌چیز خود را به شما مدیون هستم.»
  • «ای مادر، تو مانند ستاره مقدس در آسمان ابدیت، ثابت و درخشان خواهی ماند.»
  • «این یک قاعده کلی است که همهٔ مردان برجسته، عوامل برتری خود را از مادرانشان به ارث می‌برند.»
  • «با پدر و مادر خود چنان رفتار کن که از فرزندان خود توقع داری.»
  • «بچه‌ها تا کوچکند به ‌پدر و مادرشان مهر می‌ورزند، وقتی بزرگ شدند آن‌ها را به‌ محاکمه می‌کشند و گاهی نیز مورد عفو قرار می‌دهند.»
  • «تمام دخترها مثل مادرشان می‌شوند، چه فاجعه بزرگی برای دختر‌ها؛ هیچ مردی مثل مادرش نمی‌شود، چه فاجعه بزرگی برای پسرها.»
  • «تنها مادر و پدر خواست های فرزند را بی هیچ چشم داشتی بر آورده می سازند .»
  • «صالح‌ترین فرزندان آن‌هایی هستند که با اعمال خود باعث افتخار پدر و مادر خود شوند.»
  • «کنار امیر دراز می‌کشم. حالا نه برایش زنم، نه مادر، نه خواهر. هیچ ربطی به هم نداریم.»
  • «مادر، سازنده جهان و تابلوی آفریدگار است.»
  • «مادر و پدر ، زندگیشان را با فروتنی به فرزند می بخشند . »
  • «مردان همانند که مادرانشان ساخته‌اند، آیا می‌شود از یک کارگاه کرباس‌بافی خواست که شال کشمیر ببافد؟»
  • «من از عشق بدم می‌آید برای این‌که یک‌بار عاشق شدم و مادرم را فراموش کردم.»
  • «می گویند: احتیاج مادر اختراع است! اما مادربزرگ بدبختی هم هست.»
  • «میهمانی های فراوان از ارزش آدمی می کاهد ، مگر دیدار پدر و مادر . »
  • «میهن پرستی ، همچون عشق فرزند است به مادر . »
  • «همسران باید یکدیگر را ستایش کنند و فرزندان هم پدر ، مادر و آموزگاران و... ستایشگری برای همه هست . »
  • «هیچ‌چیز به قدر دیدن یک مادر با بچه‌اش روح‌پرور نیست و هیچ‌چیز حس حرمت و تقدیس ما را هنگام تماشای مادری‌ که بچه‌هایش وی را احاطه کرده‌اند، بیدار نمی‌کند.»
  • «یک مادر خوب به صد استاد و آموزگار می‌ارزد.»
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 0:40  توسط علی مومن زاده  | 

روز معلم

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 2:8  توسط علی مومن زاده  | 

آیا می دانید؟

آیا میدانید ؟

آیا می‌دانید یک انسان ۸ ثانیه بعد از قطع گردن هنوز به هوش است.
آیا می‌دانید سالی ۵۰۰ شهاب سنگ به زمین برخورد می‌کنند.
آیا می‌دانید خورشید روزی ۱۲۶٫۰۰۰ میلیارد اسب بخار انرژی به زمین می‌فرستد.
آیا می‌دانید کوچک‌ترین زمین فوتبال ساخته شده یک بیست هزارم یک تار مو است (نانو).
آیا می‌دانید با دویدن می‌توان مسافر زمان بود و کسری از ثانیه از دیگران بیشتر عمر کرد.
آیا می‌دانید ۵۶ درصد افرادی که دست چپ هستند، تایپیستند.
آیا می‌دانید برای تولید ۱ لیتر بنزین ۲۳٫۵تن گیاه در گذشته مدفون شده است.
آیا می‌دانید هر ۱ دقیقه نسل یک موجود زنده منقرض می‌شود.
آیا می‌دانید داوینچی با یک دست می‌نوشت و با دست دیگر نقاشی می‌کشید.
آیا می‌دانید گوش و بینی در تمام طول عمر رشد می‌کنند.
آیا می‌دانید آب دریا بهترین ماسک صورت است.
آیا می‌دانید در ساخت برج ایفل ۲٫۵ میلیون پیچ و مهره به کار رفته است.
آیا می‌دانید بینی انسان قادر به تشخیص ۱۰٫۰۰۰ نوع بوی مختلف است.
آیا می‌دانید انرژی که خورشید در ۱ ثانیه تولید می‌کند برای مصرف ۱ میلیون سال زمین کافی است.
آیا می‌دانید غیرممکن است که بتوانید با چشم باز عطسه کنید.
آیا می‌دانید ما در طول زندگیمان ۱۸ کیلو پوست می‌اندازیم.
آیا می‌دانید رنگ مورد علاقه ۸۰ درصد آمریکایی‌ها آبی است!
آیا می‌دانید وقتی شخصی در سریلانکا سرش را از طرفی به طرفی دیگر تکان می‌دهد یعنی باشه.
آیا می‌دانید در این دنیا تعداد جوجه‌ها از آدم‌ها بیشتر است.
آیا می‌دانید نوارهای لاستیکی خیلی طول می‌کشد تا سرد شوند.
آیا می‌دانید مغز در هنگام خواب فعال‌تر از وقتی است که تلویزیون می‌بینید.
آیا می‌دانید اگر مادران در زمان بارداری سیب به خصوص سبز استفاده کنند نوزادانشان زیبا می‌شوند.
آیا می‌دانید مادران باردار از انگور و جوانه گندم و امگا ۳ استفاده کنند بچه‌های آن‌ها تیزهوش می‌شوند.
آیا می‌دانید خورشید فقط ۱ بر ۴۰٫۰۰۰جرم خود را از دست داده است.
آیا می‌دانید ایران ۱۰۱۸ شهر دارد.
آیا می‌دانید پر آب‌ترین رود ایران کارون در خوزستان است.
آیا می‌دانید بام ایران استان چهارمحال و بختیاری است.
آیا می‌دانید هر فردی در طول ۲۴ ساعت ۲۳ هزار بار نفس می‌کشد

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 2:5  توسط علی مومن زاده  | 

کلمات google و yahoo به چه معنا هستند؟

 google به چه معنی است؟

 Google از کلمه Googol گرفته شده است. Googol هم اسم مستعار یک عدد است که توسط

«میلتون سیروتا» نامگذاری شده است.عدد مذکور «ده به توان صد» است(به بزرگی این عدد دقت کنید).

۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
انتخاب گوگل جنبه شعاری دارد.به این مفهوم که گوگل قصد دارد تا سرویس ها و خدمات و اهداف خود را به

تمام جهان گسترش دهد.
به عدد «ده به توان ده به توان صد» گوگل پلکس(Googolplex) می گویند. و به عدد «ده به توان ده به

توان ده به توان صد»گوگل دوپلکس (Googolduplex) می گویند.

  YAHOO به چه معناست؟
    
    
اين‌كلمه‌به‌وسيله‌جاناتان‌سوايفت (JonathanSwift) خلق شد و در كتابش يعني سفرهاي

گاليور از آن استفاده كرد. ياهو اسم يكي از شخصيت‌هاي داستان سفرهاي گاليور بود. اين

شخصيت كارتوني از اين كه در جمع ظاهر شود و كاري انجام دهد به شدت تنفر داشت.

جري‌يانگ و ديويد فيلو - موسسين ياهو- اين اسم را انتخاب كردند چون فكر مي‌كردند كه

خودشان ياهو هستند.


 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم بهمن 1390ساعت 11:26  توسط علی مومن زاده  | 

یک داستان جالب

روزی بود و روزگاری. در دیاری پادشاهی زندگی می کرد . روزی از راهی می گذشت و هیزم شکنی را دید.

پادشاه به هیزم شکن گفت داری چه کار می کنی؟

گفت:  در حال شکستن هیزم هستم برای به دست آوردن مخارج زندگیم.

هیزم شکن به پادشاه گفت: شما در حال انجام چه کاری هستی؟

پادشاه گفت :در حال پادشاهی.

هیزم شکن مودبانه در پاسخ گفت: تا کی می خواهی به پادشاهی ادامه بدهی؟ آخر روزی به پایان خواهد رسید. بهتر است کاری را یاد بگیری و همیشه متکی به مردم نباشی.

 

پادشاه از هیزم شکن جدا شد و به راه خود ادامه داد و به حرف های هیزم شکن خوب فکر کرد و از روز بعد شروع کرد به یاد گرفتن حرفه های مختلف.

تا این که روزی در راهی گرفتار دزدان و راهزنان شد و او را به اسارت بردند و هرچه همراه داشت از او گرفتند و خواستند که او را بکشند.

اما پادشاه گفت مرا نکشید و به من مجال دهید من می توانم برایتان کار کنم دزد ها از او پرسیدند چه کاری می توانی انجام دهی؟

پادشاه گفت: در قالی بافی مهارت دارم.

دزدان وسایل مورد نیاز را در اختیار پادشاه قرار دادند و او شروع به قالی بافی کرد.

روز ها پشت سر هم می گذشت و پادشاه مشغول قالی بافی بود و هیچ یک از خانواده ی او هم از محل اسارتش خبر نداشت تا به کمکش بیایند.

بعد گذشت چند ماه پادشاه توانست قالی را ببافد او با زیرکی نشانی محل اختفای خود را بر روی قالی نوشته بود.

قالی را به دست دزدان داد و گفت این را اگر به قصر پادشاه ببرید با قیمت خوبی از شما می خرند.

دزدان که سواد نداشتند نوشته های روی قالی را بخوانند قالی را به قصر برده و فروختند.

همسر پادشاه وقتی قالی را نگاه کرد فهمید که شوهرش را کجا پنهان کرده اند و سربازان فراوانی را به سوی محل فرستاد و پادشاه را نجات دادند.

پس از آزادی پادشاه به یاد هیزم شکن افتاد که عمل کردن به نصیحت او باعث شده بود زندگیش نجات پیدا کند.

هیزم شکن گفته بود: از فکر خود استفاده کن نه از زور بازوی دیگران.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم دی 1390ساعت 13:2  توسط علی مومن زاده  | 

سایت دوازدهمین کنفرانس آموزش ریاضی ایران راه اندازی شد.

دوازدهمین کنفرانس(دوسالانه) آموزش ریاضی شهریور ماه ۱۳۹۱ در شهر سمنان برگزار خواهد شد.

آدرس سایت اطلاع رسانی کنفرانس :http://www.imec12semnan.ir

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390ساعت 11:40  توسط علی مومن زاده  | 

آزمون بین‌المللی ارزشیابی پیشرفت تحصیلی تیمزTIMSS

                                                       

انجمن بین‌المللی ارزشیابی پیشرفت تحصیلی(IEA) از مؤسسات پژوهشی معتبری است که با سابقه‌ای بیش از نیم قرن و انجام ده‌ها مطالعه جهانی در موضوع‌های مختلف آموزشی و مشارکت کشورها از سراسر جهان گام‌های مؤثری را در زمینه ارتقا و بهبود سطح یادگیری برداشته است. یکی از مهم‌ترین و گسترده‌ترین مطالعات انجام شده توسط IEA، مطالعه بین‌المللی روندهای آموزش ریاضیات و علوم TIMSS است که تاکنون بیش از 60 کشور در آن شرکت کرده‌اند.کشور جمهوری اسلامی ایران به منظور ارزیابی و بهبود نظام آموزشی خود از سال 1370 برابر با 1991 میلادی رسماً همکاری خود را با انجمن بین‌المللی ارزشیابی پیشرفت تحصیلی آغاز کرد و تاکنون در پنج مطالعه تیمز (TIMSS) در فاصله سال‌های 95، 99، 2003، 2007 و تیمز پیشرفته 2008 و نیز در دو مطالعه پرلز PIRLS) مطالعه بین‌المللی پیشرفت سواد خواندن) در فاصله سال‌های 2001 و 2006 شرکت کرده است و هم‌اکنون در حال تدارک و اجرای همزمان مرحله مقدماتی دو مطالعه تیمز و پرلز 2011 است.

بازتاب نتایج و یافته‌های تیمز (TIMSS) و پرلز (PIRLS) و تیمز پیشرفته (TIMSS Advanced) در کشورهای شرکت‌‌کننده حساسیت‌های و واکنش‌‌های متفاوتی را به همراه داشته است. گستره این واکنش‌ها از حد اطلاع‌یابی صرف تا اهتمام همه‌جانبه برای انجام اصلاحات آموزشی و فراتر از آن تغییر سیاست‌ها و راهبردهای کلان و ملی بوده است.

 پرلز (مطالعه بین‌المللی پیشرفت سواد خواندن) از سال 2001 در یک چرخه پنج ساله، درک خواندن را ارزیابی کرده است. 40 کشور با 45 نظام آموزشی در پرلز 2006 شرکت کرده‌اند و پرلز 2011 نیز در دست اقدام است. IEA مسؤولیت هدایت و مدیریت این دو پروژه را به مرکز بین‌المللی مطالعه تیمز و پرلز (ISC) در دانشگاه علوم تربیتی بوستون آمریکا محول کرده است. در این مطالعه ده کشور با ویژگی‌های اجتماعی- اقتصادی بسیار متفاوت و از قسمت‌های فرهنگی و جغرافیایی مختلف دنیا، در تیمز پیشرفته 2008 شرکت کردند. این کشورها شامل ارمنستان، جمهوری اسلامی ایران، ایتالیا، لبنان، هلند، نروژ، فیلیپین، روسیه فدرال، اسلوونی و سوئد بودند. رتبه عملکرد دانش‌آموزان رشته ریاضی فیزیک دوره پیش‌دانشگاهی ایران در تیمز پیشرفته 2008 در درس ریاضیات از میان 10 کشور شرکت‌کننده در جایگاه چهارم قرار دارد. پس از ایران، به ترتیب کشورهای اسلوونی، ایتالیا، نروژ، ارمنستان، سوئد و فیلیپین قرار دارند.

یافته‌های ملی مطالعات تیمز و پرلز نشان می‌دهد که جایگاه و عملکرد کشور جمهوری اسلامی ایران در تمام دوره‌های تیمز در فاصله سال‌های 95، 99، 2003 و 2007 و پرلز 2001 و 2006 همواره از میانگین عملکرد بین‌المللی به طور معناداری پایین‌تر بوده است.(به استثنای عملکرد دانش‌آموزان دوره پیش‌دانشگاهی ایران در ریاضیات تیمز پیشرفته 2008 که تقریباً برابر با میانگین کشورهای شرکت‌کننده بوده است)، بدون تردید این رتبه و جایگاه، شایسته کشور جمهوری اسلامی ایران که براساس سند چشم‌انداز 1404 قرار است به عنوان قدرت اول منطقه در عرصه مختلف علمی و فناوری مطرح شود، نیست. با نگاهی گذرا به نتایج ملی مطالعات تیمز در دوره‌های مختلف مشاهده می‌شود که متأسفانه عملکرد دانش‌آموزان ایران در آموزش ریاضیات از وضعیت خوبی برخوردار نیست. به‌ویژه روند عملکرد دانش‌آموزان دختر و پسر ایران در پایه سوم راهنمایی از تیمز 95 تا 2007 با 15 نمره کاهش همراه بوده است که این رقم کاهش برای پسران 29 نمره گزارش شده است. افزون بر آن، متوسط درصد پاسخ‌‌های صحیح دانش‌آموزان ایران به کل سؤال‌های ریاضیات و علوم تیمز 2007 حدود 37 درصد و متوسط درصد پاسخ صحیح آنها به سؤالات مطابق با برنامه درسی آموزشی داده شده خود حدود 40 درصد گزارش شده است که این رقم در مقایسه با متوسط درصد پاسخ صحیح دانش‌آموزان کشورهای شرکت‌کننده(حدود 50 درصد) نشان‌‌دهنده عملکرد پایین دانش‌آموزان ایران به‌‌ ویژه در درس ریاضیات است. جالب اینجاست که نتیجه آزمون تیمز رابطه معنادارى با توسعه یافتگى و عملکرد هر کشور در این زمینه دارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آبان 1390ساعت 9:26  توسط علی مومن زاده  | 

سفير جديد ايران در سوريه استوارنامه خود را تقديم اسد كرد

دمشق – 'محمدرضا رئوف شيباني' سفير جديد جمهوري اسلامي ايران در سوريه صبح پنجشنبه در ديدار با ' بشار اسد ' رييس جمهوري سوريه طي مراسمي استوارنامه خود را تقديم وي كرد.
                                       
قبلا خبرگزاری ایلنا آقای حبیب طاهریان را به عنوان سفیر جدید ایران در سوریه معرفی کرده بود،اما آقای شیبانی به عنوان سفیر جدید ایران منصوب شد و استوارنامه خویش را تقدیم رئیس جمهور سوریه کرد.
به گزارش خبرنگار ايرنا در دمشق ، در پايان اين مراسم كه در دمشق و با جمعي از روسا و مسوولان نهادهاي ايراني مستقر در سوريه برگزار شد ، سفير جديد ايران در سوريه و اسد درباره موضوعات مورد علاقه گفت و گو و تبادل نظر كردند.
در اين ديدار ' وليد المعلم ' وزير خارجه و مهاجرين و ' منصور عزام ' وزير امور رياست جمهوري اين كشور نيز حضور داشتند.
شيباني روز دوشنبه گذشته در ديدار با ' وليد المعلم ' وزير خارجه و مهاجرين سوريه رونوشت استوارنامه خود را تقديم وي كرده بود.
سفير جديد ايران در سوريه روز جمعه گذشته وارد حوزه محل ماموريت شد و از سوي مسوولان نهادهاي ايراني مستقر در سوريه و مسوولان وزارت امور خارجه اين كشور در فرودگاه بين المللي دمشق مورد استقبال قرار گرفت.
شيباني پيش از اين معاون وزير امور خارجه در امور خاورميانه بود و در پي پايان ماموريت حجت الاسلام و المسلمين سيد احمد موسوي به اين سمت انتخاب شد.
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آبان 1390ساعت 21:26  توسط علی مومن زاده  | 

به نام تنها پناهم خدا

هر گاه دلم رفت تا محبت کسی را به دل بگیرد، تو او را خراب کردی، خدایا، به هر که و به هرچه دل بستم، تو دلم را شکستی، عشق هر کسی را که به دل گرفتم، تو قرار از من گرفتی، هر کجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم، در سایه امیدی، و به خاطر آرزویی، برای دلم امنیتی به وجود آورم، تو یکباره همه را برهم زدی، و در طوفان های وحشتزای حوادث رهایم کردی، تا هیچ آرزویی در دل نپرورم و هیچ خیری نداشته باشم و هیچ وقت آرامش و امنیتی در دل خود احساس نکنم... تو این چنین کردی تا به غیر از تو محبوبی نگیرم و به جز تو آرزویی نداشته باشم، و جز تو به چیزی یا به کسی امید نبندم، و جز در سایه توکل به تو، آرامش و امنیت احساس نکنم... خدایا ترا بر همه این نعمتها شکر می کنم.»

خدایا از آنچه کرده ام اجر نمی خواهم و به خاطر فداکاریهای خود بر تو فخر می فروشم، آنچه داشته ام تو داده ای و آنچه کرده ام تو میسرنمودی، همه استعدادهای من، همه قدرتهای من، همه وجود من زاده اراده ی توست، من از خود چیزی ندارم که ارائه دهم، از خود کاری نکرده ام که پاداشی بخواهم.

خدایا هنگامی که غرش رعد آسای من در بحبوحه طوفان حوادث محو می شد و به کسی نمی رسید، هنگامی که فریاد استغاثه من در میان فحش ها و تهمت ها و دروغ ها ناپدید می شد... تو ای خدای من، ناله ضعیف شبانگاه مرا می شنیدی و بر قلب خفته ام نور می تافتی و به استغاثه من لبیک می گفتی. تو ای خدای من، در مواقع خطر مرا تنها نگذاشتی، تو در تنهایی، انیس شبهای تار من شدی، تو در ظلمت نا امیدی دست مرا گرفتی و هدایت کردی. در ایامی که هیچ عقل و منطقی قادر به محاسبه نبود، تو بر دلم الهام کردی و به رضا و توکل مرا مسلح نمودی... خدایا تو را شکر می کنم که مرا بی نیاز کردی تا از هیچکس و از هیچ چیز انتظاری نداشته باشم.
                                           بخشی از مناجات مهندس چمران

حال خدای من،من نیز اینها را با تو زمزمه می کنم،می خواهم مرا بی نیاز از غیر خود بگردانی و تمام نیازم را در ساحت خود آوری که من به تو احتیاج دارم واز تو یاری می خواهم.

مرا در ساحل آرام و در کنار خودت قرار ده و آرامش یادت را در قلبم پایدار ساز. امین. 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم مهر 1390ساعت 22:54  توسط علی مومن زاده  | 

معلمان پذیرفته شده در آزمون اعزام سال 1390 در تب و تاب اعزام

بعضی از دوستان پذیرفته شده در ازمون اعزام در مورد وسایل و مقدمات سفر سوال پرسیده بودند.چند نکته به نظر اینجانب رسید که ذکر می کنم:

۱-منازلی که همکاران اجاره خواهند کرد مبله و مفرش بوده و تقریبا کلیه وسایل زندگی را دارد.

۲- هزینه ارتباط تلفنی به ایران زیاد است(در بعضی کشورها) لذا شرایطی را فراهم نمایید تا از ایران با شما تماس بگیرند.

۳-بعضی مواد غذایی و حبوبات و تنقلات  و آجیل را همراه ببرید.از جمله عسل-پسته-سویا-قند-برنج ایرانی-زیره-گردو-بادام

۴-چند قلم دارویی دم دستی برای خود و فرزندانتان را همراه ببرید.مانند قرص و شربت و قطره استامینوفن-قرص سرماخوردگی-قرص سردرد-شربت تب بر و....

۵-کتاب های مورد استفاده خود در خانه،کتاب های داستان فرزندانتان را حتما همراه ببرید.

۶-لباس های فرم از جمله کت و شلوار در حد دو دست همراه ببرید.

۷-اگر لب تاب دارید حتما همرا ببرید.برای آموزش و چت صوتی و تصویری با ایران.

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم شهریور 1390ساعت 12:34  توسط علی مومن زاده  | 

باز آمد بوی ماه مدرسه ------------------------ بوی بازی های راه مدرسه

خاطرات كودكي زيباترند                                 يادگاران كهن مانا ترند

درس هاي سال اول ساده بود                         آب را بابا به سارا داده بود

درس پند آموز روباه وکلاغ                               روبه مكارو دزد دشت وباغ

روز مهماني كوكب خانم است                         سفره پر از بوي نان گندم است

كاكلي گنجشككي با هوش بود                       فيل ناداني برايش موش بود

با وجود سوز وسرماي شديد                           ريز علي پيراهن از تن مي دريد

تا درون نيمكت جا ميشديم                             ما پرازتصميم كبري ميشديم

پاك كن هايي زپاكي داشتيم                           يك تراش سرخ لاكي داشتيم

كيفمان چفتي به رنگ زرد داشت                     دوشمان از حلقه هايش درد داشت

گرمي دستان ما از آه بود                                برگ دفترها به رنگ كاه بود

مانده در گوشم صدايي چون تگرگ                    خش خش جارو ي   با پا روي برگ

همكلاسيهاي من يادم كنيد                             بازهم در كوچه فريادم كنيد

همكلاسيهاي درد ورنج وكار                              بچه هاي جامه هاي وصله دار

بچه هاي دكه خوراك سرد                                 كودكان كوچه اما مرد مرد

كاش هرگز زنگ تفريحي نبود                             جمع بودن بودوتفريقي نبود

كاش ميشد باز كوچك ميشديم                          لا اقل يك روز كودك ميشديم

ياد آن آموزگار ساده پوش                                  ياد آن گچ ها كه بودش روي دوش

اي معلم ياد وهم نامت بخير                              ياد درس آب وبابايت بخير

اي دبستاني ترين احساس من                          بازگرد اين مشقها را خط بزن

اي دبستاني ترين احساس من                          بازگرد اين مشقها را خط بزن

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم شهریور 1390ساعت 12:22  توسط علی مومن زاده  | 

ماه رمضان در سوریه چند نکته جالب

شب ۱۹ ماه مبارک ساعت ۱۱شب به وقت سوریه به خانه رسیدیم.دو ماه در ایران بودیم.از سردر گمی و بی خانمانی خسته شده بودیم.شاید یک ماه کافی بود.

در این چند روز حس و حال متفاوت مردم در ماه رمضان را به خوبی احساس کردیم.چند تفاوت رفتار در ماه مبارک با ایران دیده می شود که جالب است.

۱-صف های شلوغ جلو فروشگاههای غذای آماده (مثلا مرغ آماده-شاورما و....)

۲-بیدار کردن مردم با صدای طبل به روش سنتی و فشردن زنگ خانه ها.

۳-پخش دو اذان به فاصله حدود یک ربع،یکی اذان امساک و دیگری اذان فجر.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم شهریور 1390ساعت 11:51  توسط علی مومن زاده  | 

شهيد چمران از زبان همسرش «غادة»

به نقل از سايت بازتاب

روایت عاشقی در شش پرده
این گزارش سال گذشته به مناسبت سالگرد شهادت اسوه پاکی و اخلاص، شهید مصطفی چمران منتشر شد.

مصطفی به روایت غاده ـ 1

سال‌ها از آرام گرفتن چمران می‌گذرد. روزهای تکاپو و از پشت صخره‌ای پشت صخره دیگرپریدن و پناه گرفتن، و روزهای جنگ‌های سرنوشت ساز پایان یافته‌اند و اکنون در این روزگار به ظاهر آرام «غاده چمران» با لحنی شکسته داستانی روایت می‌کند، «داستان یک نسیم که از آسمان روح آمد و در گوشش کلمه عشق گفت و رفت به سوی کلمه بی‌‌‌نهایت.»

سال‌ها از روزی که سرانجام چمران در این زمین آرام گرفت می‌گذرد و این بار غاده داستانی از تاریخ این سرزمین روایت می‌کند، داستان «مرد صالحی که یک روز قدم زد در این سرزمین به خلوص.»

دختر قلم را میان انگشتانش جابه جا کرد و بالاخره روی کاغذی که تمام شب مثل میت به او خیره مانده بود نوشت «از جنگ بدم می‌آید» با همه غمی که در دلش بود خنده‌اش گرفت، آخر مگر کسی هم هست که از جنگ خوشش بیاید؟ چه می‌دانست! حتماً نه. خبرنگاری کرده بود، شاعری هم، حتی کتاب داشت. اما چندان دنیا‌گری نکرده بود. «لاگوس» را در آفریقا می‌شناخت چون آنجا به دنیا آمده بود و چند شهر اروپایی را، چون به آنجا مسافرت می‌رفت. بابا بین آفریقا و ژاپن مروارید تجارت می‌کرد و آن‌ها خرج می‌کردند، هر طور که دلشان می‌خواست. با این همه، او آن قدر لبنانی بود که بداند لبنان برای جنگ‌‌ همان قدر حاصلخیز است که برای زیتون و نخل. هر چند نمی‌فهمید چرا!

نمی‌فهمیدم چرا مردم باید همدیگر را بکشند. حتی نمی‌فهمیدم چه می‌شود کرد که این طور نباشد، فقط غمگین بودم از جنگ داخلی، از مصیبت.

خانه ما در صور زیبا بود، دو طبقه با حیاط و یک بالکن رو به دریا که بعد‌ها اسرائیل خرابش کرد. شب‌ها در این بالکن می‌نشستم، گریه می‌کردم و می‌نوشتم. از این جنگ که از اسلام فقط نامش را داشت با دریا حرف می‌زدم، با ماهی‌ها، با آسمان. این‌ها به صورت شعر و مقاله در روزنامه چاپ می‌شد. مصطفی اسم مرا پای همین نوشته‌ها دیده بود. من هم اسم او را شنیده بودم اما فقط همین. در باره‌اش هیچ چیز نمی‌دانستم، ندیده بودمش، اما تصورم از او آدم جنگ جوی خشنی بود که شریک این جنگ است.

ماجرا از روزی شروع شد که سید محمد غروی، روحانی شهرمان، پیشم آمد و گفت: آقای صدر می‌خواهد شما را ببیند. من آن وقت از نظر روحی آمادگی دیدن کسی را نداشتم، مخصوصا این اسم را. اما سید غروی خیلی اصرار می‌کرد که آقای موسی صدر چنین و چنان‌اند، خودشان اهل مطالعه‌اند و می‌خواهند شمارا ببینند. این همه اصرار سید غروی را دیدم قبول کردم و «هرچند به اکراه» یک روز رفتم مجلس اعلای شیعیان برای دیدن امام موسی صدر، ایشان از من استقبال زیبایی کرد. از نوشته‌هایم تعریف کرد و اینکه چقدر خوب درباره ولایت و امام حسین (ع) «که عاشقش هستم» نوشته‌ام. بعد پرسید: الان کجا مشغولید؟ دانشگاه‌ها که تعطیل است. گفتم: در یک دبیرستان دخترانه درس می‌دهم. گفت: این‌ها را‌‌ رها کنید، بیایید با ما کار کنید.
 
پرسیدم (چه کاری؟) گفت: شما قلم دارید، می‌توانید به این زیبایی از ولایت، از امام حسین (ع)، از لبنان و خیلی چیز‌ها بگویید، خوب بیایید و بنویسید. گفتم: دبیرستان را نمی‌توانم ول کنم، یعنی نمی‌خواهم. امام موسی گفت: ما پول بیشتری به شما می‌دهیم، بیایید فقط با ما کار کنید. من از این حرف خیلی ناراحت شدم. گفتم: من برای پول کار نمی‌کنم، من مردم را دوست دارم. اگر احساسم تحریکم نکرده بود که با این جوانان باشم اصلاً این کار را نمی‌کردم، ولی اگر بدانم کسی می‌خواهد پول بیشتر بدهد که من برایش بنویسم احساسم اصلاً بسته می‌شود. من کسی نیستم که یکی بیاید بهم پول بدهد تا برایش بنویسم. و با عصبانیت آمدم بیرون. البته ایشان خیلی بزرگوار بود، دنبال من آمد و معذرت خواست، بعد هم بی‌مقدمه پرسید چمران را می‌شناسم یا نه. گفتم: اسمش را شنیده‌ام.
 
گفت: شما حتماً باید اورا ببینید. تعجب کردم، گفتم: من از این جنگ ناراحتم، از این خون و هیاهو، و هرکس را هم در این جنگ شریک باشد نمی‌توانم ببینم. امام موسی اطمینان داد که چمران اینطور نیست. ایشان دنبال شما می‌گشت. ما موسسه‌ای داریم برای نگهداری بچه‌های یتیم. فکر می‌کنم کار در آنجا با روحیه شما سازگار باشد. من می‌خواهم شما بیایید آنجا و با چمران آشنا شوید. ایشان خیلی اصرار کرد و تا قول رفتن به موسسه را از من نگرفت، نگذاشت برگردم.

شش هفت ماه از این قول و قرار گذشته بود و من هنوز نرفته بودم موسسه. در این مدت سید غروی هر جا من را می‌دید می‌گفت: چرا نرفته‌اید؟ آقای صدر مدام از من سراغ می‌گیرند. ولی من آماده نبودم، هنوز اسم چمران برایم با جنگ همراه بود، فکر می‌کردم نمی‌توانم بروم او را ببینم. از طرف دیگر پدرم ناراحتی قلبی پیدا کرده بود و من خیلی ناراحت بودم. سید غروی یک شب برای عیادت بابا آمد خانه ما و موقع رفتن دم در تقویمی از سازمان امل به من داد گفت: هدیه است آن وقت توجهی نکردم، اما شب در تنهایی همانطور که داشتم می‌نوشتم، چشمم رفت روی این تقویم. دیدم دوازده نقاشی دارد برای دوازده ماه که همه‌شان زیبایند، اما اسم و امضایی پای آن‌ها نبود.
 
یکی از نقاشی‌ها زمینه‌ای کاملاً سیاه داشت و وسط این سیاهی شمع کوچکی می‌سوخت که نورش در مقابل این ظلمت خیلی کوچک بود. زیر این نقاشی به عربی شاعرانه‌ای نوشته بود؛ من ممکن است نتوانم این تاریکی را از بین ببرم، ولی با همین روشنایی کوچک فرق ظلمت و نور و حق و باطل را نشان می‌دهم و کسیکه بدنبال نور است این نور هرچقدر کوچک باشد در قلب او بزرگ خواهد بود. کسیکه بدنبال نور است، کسی مثل من. آن شب تحت تاثیر آن شعر و نقاشی خیلی گریه کردم. انگار این نور همه وجودم را فراگرفته بود. اما نمی‌دانستم چه کسی این را کشیده.

..........ادامه مطالب را ببينيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم تیر 1390ساعت 12:17  توسط علی مومن زاده  | 

انتصاب سفیر جدید ایران در سوریه

 
حبیب طاهریان به عنوان سفیر جدید ایران در سوریه منصوب شده و به زودی عازم دمشق خواهد شد.‬
با پایان یافتن ماموریت سید احمد موسوی سفیر کنونی ایران در دمشق، سفیر جدید ایران به زودی ماموریت خود را در سوریه آغاز خواهد کرد.

به گزارش ایلنا، حبیب طاهریان به عنوان سفیر جدید ایران در سوریه منصوب شده و به زودی عازم دمشق خواهد شد.‬

طاهریان پیشتر سفیر ایران در برزیل و نیجریه بوده است.

موسوی هم اکنون همزمان با تصدی سفارت ایران در سوریه به عنوان مشاور احمدی نژاد در امور فلسطین نیز فعالیت می کند.

با این حال به نظر می رسد تا رسیدن وضعیت داخلی سوریه به ثبات این جابجایی سفیر انجام نشود.
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم تیر 1390ساعت 12:6  توسط علی مومن زاده  | 

ایران سرزمین علم و فرهنگ تورا دوست دارم.

ای میهن، ای خاک مینو نشان، پاینده باش

ای سرزمین بلند اختران، تابنده باش

یزدان نگه دار ایران ماست از بد نهاد

ایران زمین تا که گیتی به پاست، پاینده باد

ای خاک پاک ایران، ای سرزمین شیران

ای کشور دلیران، پاینده داردت یزدان

دانی که میهن پرستی چیست ؟

ایران پرستی که جویی، کیست ؟

آن کس که از خودپرستی رست

ره بر بداندیش ایران بست

خاک تو در چشم بینندگان، سیم و زر است

هر سنگ و ریگی که یابی، در آن چون گوهر است

از آب و خاکت سرشته گلم، ای سرزمین

بی یاد و بی مهر ایران، دلم هرگز مبین

ای مهد سربلندان، ای مرز و بوم شادان

ای میهن، ای به از جان، همواره مانی آبادان

ای کشور خرم و خندان، ای جایگاه هنرمندان

آسوده باش از بد دوران، پیوسته با ما بود یزدان

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم تیر 1390ساعت 11:29  توسط علی مومن زاده  |